نمايش خبر

بوشهر هاست .. www.Busherhost.com .... ارائه دهنده سرويس های ميزباني وب، طراحی وب سايت های حرفه ای
بوشهر گاز ... www.Bushehrgas.com ... سایت جامع گاز استان بوشهر

پیغام روزانه

بوشهر هاست چهار شنبه زیبایی را برای شما آرزو می کند .

نکنه

پيدايش مسيحيت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
اخبار - مذهبی
آسمان نيوز   
شنبه, 25 مهر 1388 ساعت 00:08

پيدايش مسيحيت: ديدگاه فلسفه سياسي

  يکي از مهمترين اديان جهان که داراي پيروان زياد است دين مسيحيت ميباشد. بنابر آمارهاي رسمي در اواخر دهه 1990 مسيحيت حدود 1.9 ميليارد پيرو داشته است.

 مسيحيت مانند ساير ايدئولوژي ها و مذاهب ديگر داراي سيستم اعتقادي، روش عبادت، جهان بيني و سنت هاي خاص خود ميباشد.

در حقيقت منشا ظهور مذاهب، ادبيات، زبان، و هنرهاي مختلف و فلسفه هاي اخلاقي و مذهبي و متافيزيکي را ميتوان در نقاط مختلف جهان مانند چين، هند، خاورميانه، مصر، و همچنين در يونان قديم جستجو نمود که همراه ظهور اجتماعات بشري پديدار گرديده و همراه سير زمان راه ترقي و تکامل پيموده اند. چنين نظريه اي نهضت مسيحيت را نيز در بر ميگيرد. در اين خصوص برخي از فيلسوفان سياسي چگونگي شکل گيري مسيحيت يا عاملي که بعد ها تاثير گذار در پيدايش اين نهضت بوده در يونان باستان که مرکز تجلي تئوري هاي سياسي است، يافته اند.

 

پس از انحلال دولت سيته و پس از مرگ سه فيلسوف مشهور يوناني، چهار مکتب فلسفي سياسي مانند اپيکوريانيسم، شکاکين، کلبيون، و رواقيون بوجود مي آيند که تمام اين چهار مکتب وجود خدا را انکار ميکنند، و تنها در مرحله دوم فلسفه رواقيون است که اعتقاد به متافيزيک آغاز ميشود. و همين مکتب رواقيون است که فلسفه سياسي را از يونان خارج و آن را وارد رم ميکند. با گسترش فلسفه رواقيون در رم و اعتقاد آن به دنياي متافيزيک است که بعدها زمينه پيدايش مسيحيت بوجود مي آيد. اعتقاد به خدا و اعتقاد به نيروي مافوق بشري و تصورات مذهبي حالتي است که بعدا وارد چهارمين مکتب فلسفي يوناني يعني فلسفه رواقيون شده وگرنه فلسفه رواقيون در آغاز آتيست و ماترياليست و پوزي تيويست بوده است. البته لازم به ذکر است که ريشه اعتقاد به خدا و اعتقاد به متافيزيک از يونان شروع نميشود بلکه در سرزمين هاي مختلف به انواع مختلف بشر به اين پديده اعتقاد داشته است اما در اينجا موضوع نهضت مسيحيت است و بنابراين بحث غرب و ديدگاه فلسفه سياسي ميباشد.     

 

کتاب هاي تمدن هلينيستيک به قلم تارن و تاريخ فلسفه سياسي به قلم پازارگاد به اين موضوع چنين ميپردازند که در سيستم سابق يعني در يونان دوره دولت سيته مردم خود را متکي به جامعه و دولت ميپنداشتند و وجود اين تکيه گاه يک نوع احساسات در اشخاص بوجود مي آورد که محتاج نميشدند به فکر خدا و روح و ساير قدرتهاي متافيزيکي ديگر گردند و در نتيجه نيازي به آنها احساس نميکردند. رژيم و تشکيلات دولت سيته و کوچک بودن و محدوديت آن چون هر فرد را به حداکثر شرکت در امور جامعه تشويق ميکرد اين موجب ميشد که فکر هر فرد کاملا متوجه امور جامعه شهر کوچک شود و در اينصورت فرد حس نميکرد که براي رستگاري و ادامه زندگي احتياجي به عوامل ديگر غير ار دولت سيته و جامعه سيته داشته باشد... ولي هنگاميکه بعدها اين تشکيلات در هم شکست و سيستم دولت سيته از بين رفت ناگهان مردم خود را تنها و بي پشت و پناه يافتند و به فکر افتادند تا نقاط اتکاء جديدي براي خود پيدا کنند و چون چنين نقاط اتکاء دنيوي که جانشين آن نفوذ و قدرت دولت و جامعه سيته گردد و تا آن درجه قابل اعتماد باشد وجود نداشت ناچار متوسل به عوامل متافيزيکي گرديدند. اهميت اين تحول عظيم فکري و شکل هاي مختلف آن از مطالعه تاريخ سير اشکال متنوع مذهبي در آن زمان که منجر به ظهور نهضت مسيحيت گرديد به خوبي واضح است. در اين دوره ميبينيم که افکار عمومي بر خلاف يونان سابق به تدريج تمايل به مذهب پيدا ميکند و خدا را مسئول رستگاري، نجات، و بدبختي و غيره ميداند. تفکر مردم آن بود که موسسات دنيوي از جمله حکومت و سازمان ديگر قابل اعتماد نيستند و در معرض سقوط و زوال هستند پس بايد به جستجوي يک تکيه گاه ثابت تر برخاست.

 

سير مذهب در اين دوره بطوري است که گاهي نيز با اشکال پست تر بيرون آمده و افراد با استفاده از سحر و جادو ميخواسته اند سرنوشت خود را تغيير دهند.  چنين تفکري حتي امروزه نيز بين مردم جهان قابل حس است.

 

نکته شايان ذکر ديگر اين است که فلسفه ها و مذاهبي که بعد از ارسطو بوجود آمده اند عموما منبع تعليمات اخلاقي آنها از فيلسوفان ماقبل پيدايش مذاهب سازمان يافته بوده اند، بعنوان مثال بسياري از مذاهب دنيا مردم را تشويق به مشورت در امور زندگي يا امور سياسي و اجتماعي ميکنند، در حاليکه چنين نصيحتي توسط افلاطون در سه هزار سال پيش صورت گرفته است، و در نتيجه اين امر از اصول افلاطون ميباشد. يا مثلا اينکه افراد بشر همه با هم برادر و برابرند جزء آموزش مذاهب مختلف قرار گرفته است، در حاليکه اين فرضيه نيز در اصل از فلسفه رواقيون سرچشمه ميگيرد.

 

تاريخ نشان ميدهد که مکتب ها و يا فلسفه هايي که بعد از سه فيلسوف يوناني يعني سقراط، افلاطون، ارسطو، و چهار مکتب فوق الذکر خصوصا فلسفه رواقيون جديد بوجود آمده اند، رنگ مذهبي به خود گرفته اند. پازار گاد در ادامه اين بحث مي افزايد، در آن زمان فلسفه تنها مذهبي بود که اشخاص تحصيل کرده و دانشمند دارا بودند اما علاقه مردم به مذهب و اهميت موسسات مذهبي در اين زمان افزايش يافته و اين تمايل باعث ظهور مسيحيت و تشکيل کليساي مسيحيت ميگردد. در اين سير تاريخي ظهور مذهب در اروپا کاملا مشهود است که در مردم احساساتي خاص بوجود آمده و خود را در جهان تنها و بي پشت و پناه ديده و براي مقابله با مشکلات متوسل به مراجع غيبي گشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

آخرین بروز رسانی در شنبه, 25 مهر 1388 ساعت 00:13
 

حاضرین در سایت

ما 1 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز102
mod_vvisit_counterدیروز361
mod_vvisit_counterکل بازدیدها165202
آسمان نيوز, Powered by BusherHost